بالاخره شازده کوچولو روباه را اهلی کرد...

بالاخره شازده کوچولو روباه را اهلی کرد...

روزهابعد وقتی ساعت جدایی نزدیک شد، روباه گفت:

دلم میخواهد گریه کنم!..

شازده کوچولو گفت:

 تقصیر خودت است. من بد تو را نمی خواستم، ولی خودت خواستی که اهلی ات کنم...

روباه گفت: درست است.

شازده کوچولو گفت:پس چه چیزی برای تو می ماند؟

- رنگ گندمزارها...که به رنگ موهای طلایی توست، یاد تو را برایم زنده می کند...

سپس گفت:میخواهم رازی را به تو بگویم, آدمها این حقیقت را فراموش کرده اند.اما تو نباید فراموش کنی...

تو مسئول همیشگی آنی می شوی که اهلی اش کرده ای. تو مسئول هستی...

شازده کوچولو تکرار کرد تا در خاطرش بماند:

من مسئول کسی هستم که اهلی اش کرده ام..."
دیدگاه ها (۱)

🖤 پارت نوزدهم | گروگانصدای ماشین‌ها نزدیک‌تر می‌شد.جونگکوک د...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

تک‌پارتی تهکوک | «شریک من، بادیگارد من؟»مدیر امنیتی پرونده ر...

امروز تولد بینیه:)):چانگبین عزیزم تولدت مبارک… 🤍نمی‌دونم چطو...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۴

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆کازوتورا☆‌_این بچه کلا م...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۱۸ | کسی که کنارم ایستادهبارون شد...

𝓛𝓮𝓰𝓮𝓷𝓭 ²⁰¹⁵..هنگامی که عزیزی را از دست می‌دهم تا مدت ها در س...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط