مردم اینجا چقدر مهربانند دیدند کفش ندارم
مردم اینجا چقدر مهربانند دیدند کفش ندارم
برایم پاپوش دوختند دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند، و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم شد
پس کلاهم را برداشتند
و چون دیدند لباسم کهنه و پاره است
به من وصله چسباندند
و چون از رفتارم فهمیدند که
سواد ندارم محبت کردند و
حسابم را رسیدند .
خواستم در این مهربانکده خانه بسازم
نانم را آجر کردند
گفتند کلبه بساز .
برایم پاپوش دوختند دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند، و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم شد
پس کلاهم را برداشتند
و چون دیدند لباسم کهنه و پاره است
به من وصله چسباندند
و چون از رفتارم فهمیدند که
سواد ندارم محبت کردند و
حسابم را رسیدند .
خواستم در این مهربانکده خانه بسازم
نانم را آجر کردند
گفتند کلبه بساز .
- ۲.۱k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط