دیروز از یه یارو پرسیدم خانم ساعت چنده؟؟ همچین با مشت کوب

دیروز از یه یارو پرسیدم خانم ساعت چنده؟؟ همچین با مشت کوبید تو صورتم تا 3 دقیقه فک میکردم به چالش دعوت شدم... بعد که حالم خوب شد گفتم خانم چرا میزنی؟ باز با لگد همچین زد...

هیچی دیگه بعد فهمیدم خانم نبوده عاغا بود موهاش بلند بود :(

برادر من اصاب نداریا!
دیدگاه ها (۳)

لعنتــــــي بِفهــــمدارد نــــاز تورا ميكـشـــــــددختـــري...

دوست داشتن به تعــــداد دفعات گفـــــتن نیست !حسی استکه باید...

هوای سرد... خش خش برگ... من و تو شونه به شونه هم... این فضا ...

نیمـه ی گمشـده ی مـن...یعنــی خـــاک تو سـرت!!زمستــونم تمـو...

I'm not jealous part 35با صدای بمی که شنیدم ناخودآگاه 360 در...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۲ *سانیار*سانیار : بابا‌؟ تو همچی...

پسر بد (53)

Part ¹³ویو لیلی لب زدم+ خب خدمت کار یه خدمت کاره اربابم یه ا...

عاشقم باش Part 45

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط