Part:192

Part:192
ته : ببین لارا اشتباه متوجه شدی
لارا : دیگه تموم من من هیچی برام نمونده(بغض)
ته : لارا (لارا رو میکشه سمتش تا بغلش کنه)
لارا : ولم کن(بلند داد میزنه )
ته : لارا لطفا
لارا : نمیخوام برو کنار
ته : لارا کجا میری
لارا : یه جا که نباشی (گریه)
ته : لا-
سوبین : تو نمیری ما میریم بزار خودشو خالی کنه احمق
کوک : چه حرفایی بود بهش زدی هوم
ته : آه خراب کردم نه
هانی : بد جور
کوک : خیلی خب دوستان برین سر کارتون بدویین به اندازه کافی نمایش دیدین
هانی : سوبین بیا
لورا : عه چیزه
سوبین : چیه
لورا : هیچی هیچی
ته : لایلا
لایلا : بله رئیس
ته : از این به بعد باید مراقب لورا باشی بهش یاد بده چیکار کنه مراقبش باش فهمیدی چیزیش شه از چشم تو میبینم اوکی
لایلا : چشم
ویو لارا
لارا : از شرکت زدم بیرون بی هدف تو خیابون راه میرفتم یهو یه نفر منو کشید عقب تازه به خودم اومدم دیدم کم مونده بود ماشین بزنه بهم
الکس : هعی مراقب باش
لارا : الکس تویی اینجا چیکار میکنه
الکس : اومده بودم بیرون و تقریبا تو شرکتتون بودم چون سوبین گوشیشو جا گذاشته بود
لارا : همچیو دیدی نه
الکس : عاره
لارا : اون لعنتی همچیو ازم گرفت
الکس : میخوای حرف بزنیم لارا بریم کافه یا هرجا که تو بخای
دیدگاه ها (۰)

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

شاگرد لوس من

پارت شصتم | خواستگارییک ماه گذشت...صبح روز خواستگاری، خونه‌ی...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

The unwanted roommate __________________________ویو جئون جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط