بسم رب الشهداء...

بسم رب الشهداء...



شرایط سختی بود آتش دشمن سنگین بود، موقع عقب اومدن متوجه عدم حضور محمد شدم...
باهاش تماس رادیویی گرفتم که پشت بیسیم میگفت من جفت پاهام تیرخورده شما برید کسی برنگرده دارن میان سمتم
داشتم گریه میکردم از اینکه نمیتونستم کمکش کنم...
بعد چند دقیقه ک باهاش تماس گرفتم صدایی غیر صدای محمد شنیدم.
محمد هم مثل ارباب بی کفن ابی عبدالله ع بدون سر به سوی معشوق پرکشید...

بیاد شهید مدافع حرم عمه سادات س محمد زهره وند جمعی گردان تکاور تیپ نمونه یکم روح الله اراک...



شهادت جامونده هاصلوات...
دیدگاه ها (۱)

#ذکر_روز_یکشنبه •┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم#شه...

رنگ آمیزی مزار شهدا گروه جهادی مکتب العباس ۱۳۳

🔁 ⏮️ ⏯️ ⏭️ 🔀 ◉━━━━━━────────────🎧 | کجایید...

📝 سطرهایی که فراموش نمی‌شوند🇮🇶 يَحيَى السِّنوارُ، رَئيسُ حَر...

دو رفیق آسمانی و راهی ماندگار… 🌹روایت زندگی، خاطرات، دست‌نوش...

🕊دستخط رهبر شهید انقلاب اسلامی در تجلیل از شهدای مقاومت💐#رهب...

انسان های خوب تمام نمی‌شوند، «شهید» می‌شوند..#شهیدمدافع‌حرم...

‏یه‌قسمتی‌ازقلبت،همیشه منتظرِبرگشتنش‌میمونه... #زهرا_محمدی_گ...

بهـ‌ وقتـ‌ دࢦتنگے... #جمهوری_اسلامی_ایران_پاینده_باد #آیت_ال...

بابامن‌که‌دوسِت‌داشتم💔#جمهوری_اسلامی_ایران_پاینده_باد #شهید_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط