اگر چه شمعی واز سوختن نپرهیزی
اگر چه شمعی واز سوختن نپرهیزی
نبینمت که غریبانه اشک می ریزی!
هنوز غصه خود رابه خنده پنهان کن!
بخند!گرچه تو باخنده هم غم انگیزی
خزان کجا،تو کجا تک درخت من!باید
که برگ ریخته بر شاخه ها بیاویزی
درخت،فصل خزان هم درخت می ماند
تو ((پیش فصل ))بهاری نه اینکه از پاییزی
تورا خدا به زمین هدیه داده ،چون باران
که آسمان وزمین را به هم بیامیزی.....
نبینمت که غریبانه اشک می ریزی!
هنوز غصه خود رابه خنده پنهان کن!
بخند!گرچه تو باخنده هم غم انگیزی
خزان کجا،تو کجا تک درخت من!باید
که برگ ریخته بر شاخه ها بیاویزی
درخت،فصل خزان هم درخت می ماند
تو ((پیش فصل ))بهاری نه اینکه از پاییزی
تورا خدا به زمین هدیه داده ،چون باران
که آسمان وزمین را به هم بیامیزی.....
- ۱.۴k
- ۱۷ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط