بعد از هزار مرتبه خواهش، دم وداع

بعد از هزار مرتبه خواهش، دم وداع
چیزی نداشتم که بگویم...گریستم

| حسین دهلوی |
دیدگاه ها (۱)

چیزی نداشتم بگویم ، گریستم.

میخواستم که سیر ببینم تو رانشد..!ای چشم بیقرارچه جای خجالت ا...

من با زندگی سرِ آشتی نداشتم؛تو که آمدی، برایش چای دم کردم

▪️ توسّل شب جمعه | روضه‌ی وداع امام حسین علیه السلام⚠️ لطفاً...

قابل توجه طرفداران نظامهای فاسد و اموی که دم از امام حسین (ع...

‏ افشاگری‌های سردبیر شبکه تعطیل‌شده من‌و‌توعلی حمید: همه عوا...

افشاگری‌های تکان‌دهنده علی حمید، سردبیر شبکه تعطیل‌شده من‌و‌...

این یه سرباز اوکراینیه که اجازه ورود همرزم زخمیشو به پناهگاه...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب لعل لب آنکس که ثنا خوان حسین استتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط