پاره به پاره روی زمین قرص ماه ریخت

پاره به پاره روی زمین قرص ماه ریخت
تا علقمه رسید ولی بینِ راه ریخت

پا می شود دوباره زمین می خورد حسین
دست خودش نبود که بی تکیه گاه ریخت

یک دفعه ریخت حجم سرش تاعمو خورد
باتیر هم تمام تنش گاه گاه ریخت

تقصیرحرمله است که مویی سفید شد
تقصیرحرمله است که چشمی سیاه ریخت

خورده هزار تیر ولی دوهزار زخم
در فرصت کمی به سرش یک سپاه ریخت

یک فوج نیزه دار سوی قتلگاه رفت
یک فوج بی حیا به سوی خیمه گاه ریخت

آتش گرفت خیمه ویک حجمِ شعله ور
بر روسریِ دخترکی بی گناه ریخت

برنیزه بود سایه یِ زینب ولی زَنی 
آتش زِ بام بر سراین سرپناه ریخت

می خواست تا محاسن او را بهم زند
اما به روی دخترکی اشتباه ریخت

این سر به روی نیزه مبادا که کج شود
عمه به نیزه بست ولی بینِ راه ریخت

شاعر:حسن لطفی
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

تکپارتی جونگ کوک

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

چند پارتی بازی ممنوع

چند پارتی

پارت ۱۶

part : 16ناگهان گلبرگ هارو پاره کرد و توی هوا پرتاب کرد& حدا...

زیبای کوچک فریبکار

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط