در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وڪیلم دلم بود

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وڪیلم دلم بود

و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان 

قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن 

 تو اعلام ڪرد پس محڪوم شدم به تنهایی و مرگ


ڪنار چوبه ی دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم

و من گفتم به تو بگویند:

دوستت دارم
دیدگاه ها (۳)

کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شبزیر این سقف سیاه که به زیبا...

ای دل! چه نشستی،که همه عمر بسر رفتعمری که در آن "او" نَبُود،...

همصحبت تنهایی من باز کجایی؟!امروز خرابم، نکند دیر بیایی!؟من ...

لحظه شفاف صبح...بازی سرخوشانه گنجشک ها...خواب را از سر کاج ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط