پارت ۹

پارت ۹


ات: اه... خیلی بدی خیلی درد دارم
جیمین: باید بری حموم وگرنه زخمت افونت میکنه
ات: با این وضعیتم چطوری برم حموم
جیمین: خیلی ضعیفی

جیمین ات رو بغل میکنه و میبره
سمت اتاقش از اون اتاق شکنجه بیرون میان
همه ی خدمتکار ها اون دو نفر رو میبینن
اون هایی که جیمین رو دوست داشتن
از حسودی زیاد صورتشون قرمز شده بود
بعضیا از تعجب چشاشون گرد شده بود
چون جیمین شخصی نبود که کسی رو
اینجوری بغل کنه
بالاخره جیمین رسید به اتاق خودش
رفت سمت حموم ات رو گذاشت تو وان
لباس ات رو پاره کرد
ات هنوز هم از درد داشت گریه میکرد
جبمین به خیمای ات نگاه کرد روی اون پوست سفید نگاه کردن به همچین چیزی برای
جیمین لذت بخش بود
لیسی به اون زخم ها زد که باعث شد ات بلند داد بزنه

ات: نکن هق درد داره.... گریه....

جیمین شیر اب حموم رو باز کرد
قطره های اب روی پوست ات لیز میخوردن
جیمین داشت هنوز اون صحنه رو تماشا میکرد
از بزرگ شدن دی.. کش تعجب کرده بود
در حموم رو بست و روی تخت دراز کشید
از کلافه گی دستشو تو موهاش فرو کرد
چرا باید با دیدن بدن اون دختر تح. ریک میشد
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱۰ویو ات حوله رو دور خودم پیچیدم از حموم امدم بیرون هنو...

ببخشید که پارت نمیزارم اخه مریض شدم حالم بده

پارت ۸جیمین: تو الان برای من غذایی که شما ادما میخورین رو بر...

پارت ۷ات داشت تمیز کاری میکرد که یکی از قوانین براش عجیب بود...

پارت ششم ازدواج اجباری

"LOVE "GHAPTER:¹PART:¹³"ویو صبح"+آی چرا انقدر دلم درد میکنه،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط