❤️❤️❤️❤️❤️❤️

❤️❤️❤️❤️❤️❤️

آغوش تو
ایستگاه آخر آرزوهایم بود.
مدتهاست در بن بستی مه گرفته
عشق را
دیوار نویسی می کنم.


#ویدا_احسان
دیدگاه ها (۰)

شب به شب مثل گلی، من لابه لای دفترتبرگ به برگ خشک میشوم،اما ...

مگر مى توان دادَت از دست؟مگر مى توان بردَت از ياد؟💛👤فخرالدين...

‌شبی برابر آیینه با خودم گفتممیان آن همه عاشق به یاد من هم ه...

❤️❤️❤️❤️❤️❤️اندوه خالص ترين حس انسان استچه اندوهناك دوستت دا...

🍃 #ویژه_اربعینو من سال‌هاست به سمت تو فرار می‌کنممگر کدام پن...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب راس تو را به روی نی، هرچه نظاره می...

عشـق آدم را به جاهای ناشناخته می‌برد!به ایستگاه‌های متروک،به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط