خورشید
خورشید
چه سوزناک
شده است
انگار
حرف های دلم را
شنیده است
ابرها
چه غرشی
می کنند
اینبار
راز اشکهایم را
فهمیده است
موج دریا
از چیست
شاید آن هم
هنوز ساحل را
ندیده است
صدای خنده
از کیست
باید
از راه باشد
که به فاصله
چسبیده است
ماهی برای چه
می ترسد
گویا
به خشکی رسیده است
آهی که
در سینه دارم
از نگاهت
ترسیده است
چه سوزناک
شده است
انگار
حرف های دلم را
شنیده است
ابرها
چه غرشی
می کنند
اینبار
راز اشکهایم را
فهمیده است
موج دریا
از چیست
شاید آن هم
هنوز ساحل را
ندیده است
صدای خنده
از کیست
باید
از راه باشد
که به فاصله
چسبیده است
ماهی برای چه
می ترسد
گویا
به خشکی رسیده است
آهی که
در سینه دارم
از نگاهت
ترسیده است
- ۶۳۲
- ۱۱ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط