سناریو
#سناریو
وقتی به خاطر یه سفر کاری رفته بودی یه کشور دیگه و وقتی که برمیگردی اونا میان تو فرودگاه دنبالت
نامجون: این چه دامنیه انقدر کوتاهه رفتی اونجا قرتی برگشتی برای من
ات: مثلا اومدی استقبالما
جین: هوم اونجا گذشت بدون ما
ات: من برا کارم رفته بودم
جین: ولی من اونطور فکر نمی کنم
شوگا: چرا با مردا حرف میزدی؟!
ات: اه چیزه... تو از کجا می دونی؟
شوگا:رو لباس میکروفون گذاشته بودم
ات: هااا
جیهوب: خوش اومدی
ات: مرسی
جیهوب: ولی دیگه نمیذارم پاتو بذاری تو خونه
ات: چراااا
جیمین: تو کی
ات: منم ات
جیمین: نه نه من تورو نمی شناسم ات انقدر لباسهای ب.از نمیپوشید
ات: خودمممم
جیمین: چـــــــــی
تهیونگ: هی خیلی دیر اومدی
ات: یه ذره هواپیما خراب شده بود
تهیونگ: اصلا من میرم خونه بابام ایش
ات: 🗿
جونگکوک: اوم چه عجب می گفتی یه گاوی شتری برات قربونی می کردیم بلخره تشریف اوردی؟
ات: اوهوم
وقتی به خاطر یه سفر کاری رفته بودی یه کشور دیگه و وقتی که برمیگردی اونا میان تو فرودگاه دنبالت
نامجون: این چه دامنیه انقدر کوتاهه رفتی اونجا قرتی برگشتی برای من
ات: مثلا اومدی استقبالما
جین: هوم اونجا گذشت بدون ما
ات: من برا کارم رفته بودم
جین: ولی من اونطور فکر نمی کنم
شوگا: چرا با مردا حرف میزدی؟!
ات: اه چیزه... تو از کجا می دونی؟
شوگا:رو لباس میکروفون گذاشته بودم
ات: هااا
جیهوب: خوش اومدی
ات: مرسی
جیهوب: ولی دیگه نمیذارم پاتو بذاری تو خونه
ات: چراااا
جیمین: تو کی
ات: منم ات
جیمین: نه نه من تورو نمی شناسم ات انقدر لباسهای ب.از نمیپوشید
ات: خودمممم
جیمین: چـــــــــی
تهیونگ: هی خیلی دیر اومدی
ات: یه ذره هواپیما خراب شده بود
تهیونگ: اصلا من میرم خونه بابام ایش
ات: 🗿
جونگکوک: اوم چه عجب می گفتی یه گاوی شتری برات قربونی می کردیم بلخره تشریف اوردی؟
ات: اوهوم
- ۹.۹k
- ۲۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط