ساقی چشمان مستت می فشانی میکند

ساقیِ چشمان مستت می فشانی میکند؛؛
با نگاهی انجمن را دُر فشانی میکند،
پیر و فرتوت زمانه بس فقط با یک نگاه
کرده بر چشمان مستت هی جوانی میکند،،،
گر سکندررفت بهرِ جرعه اب حیات،،،
عارف از آب حیاتت زندگانی میکند،،،
گنج قارون نیست راز ماندگاری درجهان،
تاکه موسی ماندگارستوشبانی میکند،،
لق لق لبها نباشد راز شعر و شاعری،،
بی زبان و لب قناری شعر خوانی میکند،،
حاکمی جلادبهر حفظ قدرت دائماً
پای خود برخون مردُم حکمرانی میکند،،
یک پدربهر معاش خاندانش لاجرم،،
دستهایش پینه بسته جانفشانی میکند،،،
ساقیا کمتر بزن خنجربه قلب ریش من
این من از عشق تو هی زندگانی میکند،،،
دیدگاه ها (۹)

میزنم سازی بیا، امشب به سازم ساز کن دلبری کن از من و امشب بر...

آنقدر در دل نشستى كز زبان اقرار ريخت بر زبان هر چه نيامد بر ...

بر باغ جهان چرخ بزن عشوه کنانهر صبح برایم تو بخوان خنده زنان...

گرچه دوری ! انتظارت را فراوان می کشمدرهوایت آسمان را ماهِ تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط