رویای شیرین من

→ رویای شیرین من ←

Part 9

بعد از جیبش کاغذی در اورد و اون رو بهم داد
هیونجین : پس بهت پیام میدم
و بعد از اونجا رفت
لبخندی زدم و سرم رو برگردونم که همون لحظه دوباره صدای در امد
کانگ سو : سلام...... ببخشید دیر کردم
ا/ت : نه نه اشکال نداره
کانگ سو : اون اقاهه که از کافه امد بیرون کی بود؟
ا/ت : م. مشتری بود.. اره
کانگ سو : به این زودی؟!
ا/ت : اره
.
ا/ت : مشتریا تموم شدن
کانگ سو : وای خداروشکر
میا : دلم می خواد فقط برم بخوابم
همین لحظه صدای زنگ در به گوش رسید
سرم رو برگردونم
وای خدایا مشتری جدید؟!
میا رفت جلو و گفت
میا : اقا ببخشید ولی ما داریم کافه رو تعطیل می کنیم
و مرده بدون اینکه چیزی بگه اروم برگشت و رفت
کانگ سو : چقدر عجیب
ا/ت : احساس عجیبی به این مرد داشتم انگار....... انگار که دیده بودمش
میا : مطمعنی؟ اخه مرده هم کلا داشت هم ماسک
ا/ت : نمیدونم.... حتی یادم نمیاد کجا دیدمش
کانگ سو : ولش کن حتما انقدر خسته ای این احساس رو می کنی برو خونه و استراحت بکن
ا/ت : باشه
پیش بندم رو اویزون کردم و کیفم رو برداشت
ا/ت : یک شنبه می بینمتون ، فعلا
.
بعد از کمی راه رفت متوجه شدم شخصی پشتش سرمه
سرم رو برگردوندم و با همون مزد مواجه شدم
کمی سرعتمو بیشتر کردم ولی صدای پای پشت سرم هم همراهم بود
وقتی دیدم داره نزدیکم میشه سریع شروع به دویدن کردم
فقط می خواستم برم خونه
.
در رو باز کردم و سریع پشت سرم قفلش کردم
قلبم از همیشه محکم تر می کوبید قطره اشکی از چشمم بیرون افتاد و اروم روی زمین افتادم
اگه می گرفتم چی؟
الان چی میشه؟
.
.
.
این پارت چطور بود؟ (:
دوستش داشتید؟
احتمالا یا الان یا فردا پارت های بعدشو می زارم
بابت اینکه چند روز نبودنم معذرت می خوام ❤️‍🩹
مراقب خودتون باشید
فعلا 👋🏻🩷
دیدگاه ها (۴)

→ رویای شیرین من ←Part 10با صدایی که شنیدم سرم رو از بین دست...

☺︎ بچه ها این لینک ناشناس مونه ☺︎هر چیزی که خواستین می تونید...

→ رویای شیرین من ←Part 8دوباره..... دستمو بردم و الارم گوشیم...

→ رویای شیرین من ←Part 7ا/ت:نه اشکال نداره پیش میاد.... وقتی...

"سرنوشت "p,32..ویو بعد از شام ا/ت *.بعد از شام جیمین با ماشی...

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

"سرنوشت "p,33...ویو جیمین *.بعد از حدود ۱۵ مین به هتل جولیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط