می بخور،مستی بکن،،جام وشرابت

می بخور،مستی بکن،،جام وشرابت
پای من
توبه را بشکن کنون،،جرم و عذابت
پای من
گوشه میخانه دیگر،،کم بگو از دردو
غم
حال خودرا کوک کن،،، حال خرابت
پای من...
دیدگاه ها (۹)

بازی ات بادل من هیچ قشنگ نیست عزیز دل سرگشته ی من ...

عارفی را پرسیدم روی نگین انگشترم چه حک کنم که وقتی شادم به آ...

↫خدایا ...↫دیگه تمومش ڪن ...↫به هرچی ڪه نمی خواستم ؛↫رسیدم ....

وقتے قلبے را عاشق ڪردےوقتے وجودے را وابستہ ڪردےوقتے نفس هاے ...

شوهر یا ارباب

پارت

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط