‌هیمهٔ آتش قلبم شده آن شیوهٔ لبخند

‌هیمهٔ آتش قلبم شده آن شیوهٔ لبخند
آتش زده ای جان و دلم غنچهٔ دلبند

آن گوشه لب بوسهٔ قندان شده انگار
من چای بنوشم تو بده قند پسِ قند

دیدهٔ رشک جهان خیره به من چونکه شب و روز
در گردنت آویخته ام همچو گلوبند

یک بوسه بدزدم زلبت در وسط جمع
دیوانه همین است دگر،بی غل و بی بند.
دیدگاه ها (۲)

می بندم این دو چشم پر آتش را تا ننگرد درون دو چشمانش تا داغ ...

می بندم این دو چشم پر آتش راتا ننگرد درون دو چشمانشتا داغ و ...

شعله رمیده می بندم این دو چشم پرآتش راتا ننگرد درون دو چشمان...

شعله رمیده می بندم این دو چشم پرآتش راتا ننگرد درون دو چشمان...

شعله رمیده می بندم این دو چشم پرآتش راتا ننگرد درون دو چشمان...

شعله رمیده می بندم این دو چشم پرآتش راتا ننگرد درون دو چشمان...

سلام بچه ها این شعر ی کم طولانیه ولی دوسش دارم اگه حوصلشو دا...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط