به خارزار جهان، گل به دامنم، با عشق.

به خارزار جهان، گل به دامنم، با عشق.
صفای روی تو، تقدیم می‌کنم، با عشق.
‌
درین سیاهی و سردی بسانِ آتشگاه،
همیشه گرمم همواره روشنم، با عشق.
‌
همین نه جان به ره دوست می‌فشانم شاد،
به جانِ دوست، که غمخوار دشمنم، با عشق.
‌
به دست بسته‌ام ای مهربان، نگاه مکن
که بیستون را از پا درافکنم، با عشق.
‌
دوای درد بشر یک کلام باشد و بس
که من برای تو فریاد می‌زنم: با عشق.
‌‌
فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۳)

...

...

...

...

‌ به خارزار جهان، گل به دامنم، با عشق. صفای روی تو، تقدیم می...

به خارزار جهان، گل به دامنم، با عشق. صفای روی تو، تقدیم می‌ک...

‌به خارزار جهان، گل به دامنم، با عشق. صفای روی تو، تقدیم می‌...

به خا رزار جهان، گل به دامنم باعشق صفا ی روی تو، تقدیم می کن...

به خارزار جهان، گل به دامنم با عشق صفا ی روی تو، تقدیم می کن...

سر خود را مزن اینگونه به سنگ دل دیوانه تنها دل تنگ منشین در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط