pt4
من و جیمین رفتیم همینجورییییی تمرین کردیم و اینا دیگه آخرای رقصمون که بود پاهام پیچ خورد داشتم میوفتادم زمین که جیمین اومد پشتم رو گرفت که یهو اکسم رو دیدم همین ک***کش بهم خیانت کرده بود بهتون میگم حس دبیرستانم اه یعنی دلم میخواد بکشمش اسمش سوهوعه سریع از بغل جیمین بلند شدم و ازش تشکر کردم که سوهو اومد تو
سوهو:سلام عزیزم چطوری؟
مینجی:علیک،فرمایش؟😒(سرد)
جیمین:مینجی این کیه؟(عصبی)
مینجی: کس خاصی نیس
سوهو:می...مینجی من کس خاصی نیستم؟من...
مینجی:آره
سوهو:من اکس مینجیم تو کی هستی؟
جیمین:من دوست پسرشم(عصبی)
مینجی:(تو دلش)چییییییییی!!!!!!!!!!!!!!
سوهو:چی گفتی تو؟😳😐
مینجی:آره دوست پسرمه حالا هم گمشو
سوهو دستم رو گرفت داشت میبرد بیرون که جیمین دستم رو کشید سمت خودش و من و برد تو اتاق و گفت که در رو قفل کنم و کردم کلی استرس داشتم که الان جیمین داره چیکار میکنه😓بعد اومد در زد و من در رو باز کردم
مینجی:جیمین.........جیمین چیکار کردی؟😓
سوهو:سلام عزیزم چطوری؟
مینجی:علیک،فرمایش؟😒(سرد)
جیمین:مینجی این کیه؟(عصبی)
مینجی: کس خاصی نیس
سوهو:می...مینجی من کس خاصی نیستم؟من...
مینجی:آره
سوهو:من اکس مینجیم تو کی هستی؟
جیمین:من دوست پسرشم(عصبی)
مینجی:(تو دلش)چییییییییی!!!!!!!!!!!!!!
سوهو:چی گفتی تو؟😳😐
مینجی:آره دوست پسرمه حالا هم گمشو
سوهو دستم رو گرفت داشت میبرد بیرون که جیمین دستم رو کشید سمت خودش و من و برد تو اتاق و گفت که در رو قفل کنم و کردم کلی استرس داشتم که الان جیمین داره چیکار میکنه😓بعد اومد در زد و من در رو باز کردم
مینجی:جیمین.........جیمین چیکار کردی؟😓
- ۳۰۷
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط