۷هزار و یک شَب خیال بافتم ،

۷هزار و یک شَب خیال بافتم ،
از تویی که یک شَب نداشتمَت ...!
دیدگاه ها (۲)

عشق دنیای مرا سوزاند اما پیشکشداد از این دارم که دینم سوخت، ...

دلا سخت است اگر مانند یک فرمانده عاشق ،امیر یک سپاه اما ،اس...

چای داغی که دلم بود به دستت دادمآنقَدَر سرد شدم از دهنت افتا...

آرزویِ دلِ بیمـار منـیصـحـتـیعـافیتیدرمـانـی.....#عراقی

ادیت خودم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط