مهمانم کن

مهمانم کن
به برهنگی نگاهت
هزار سال است که نبوده ام
هزار سال است که پرسش معصوم چشمهایت
آمیزش دریاست
به عصیان
و آرامش
مهمانم کن.....
به شیرینی یک تولد تازه
و بی صداترین مرگ ها
پشت بسته ی پلک هایت
دیدگاه ها (۴)

من نی نی عصر تکنولوژیمچی فکر کردی؟!!!

ای تمــــــــــــــــام زنـــــــــــــــــدگی من....دم چشمـ...

در تب نبودنت آنقدرخاکستر شده ام که هیچ نسیممیل، به وزیدنم ن...

چه ظریفانه است خلقت قلب آدمی...!به تلنگری می شکند...!به لحنی...

📗 عموی بابا عموی بابا که مُرد وسط یک مهمانی خانوادگی داشتیم ...

میخواهم در دنیای آرامش غیر درکی خودم غرق بشوم ،چشمانم را ببن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط