چشم به انتظار یک ندا بودم

چشم به انتظار یک ندا بودم
از او و او گفت


برو شاید بهتر شدی
دیدگاه ها (۱)

ایا این چشم چه قدز میتواند بگرید دیگر تاب ندارد...

انقدر تنها مانده ام و انقدز گریستم که چشمانم خون میگرید...

انقدر گریستم ....که....چشمانم فریاد میزنند...بس است دیگر احم...

کاشکی یه جرعه وجود داشت...

‌لیندسی گراهام در انتظار رژیم چنج در ایران:ندا یزدانی

🕊✍️دلنوشته های " ندا " 🕊آرام آرامدر عُـمقِ دلـمنفوذ کردیو لح...

شاید که تقدیر در جهان دیگری در انتظار ماست ،شاید که دوباره آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط