ٰبعضی

ٰبعضی
ٰآدمها
ٰآغوششان
ٰامن است.
وقتی بغلت میکنند ،
بوی کاج های خیس میخورد به مشامت.بغلشان یک کیف عجیبی میدهد.مثل بالشهای سفید و پر از َپر می مانند.دلت میخواهد خودت را پرت کنی توی آغوششان و بعد خودت را به خواب بزنی !
دیدگاه ها (۵)

برای زندگی کردن بهانه ای نمی خواهمبرای نفس کشیدن تقلایی نمی ...

ٰدلِ من، گاهی انسان می‌خواهد… انسانی ناب، که عطر و بوی آدمی ...

درد تنهایی کشیدنمثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی‌ روی کاغذِ سفیدشاهکا...

ٰمن چه روزها...ماه ها... وسالهای تلف شده ای را پشت سرم به نظ...

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

تولدت مبارک به یکی از عزیزترین آدم‌های زندگی من... 🤍🎂نمی‌دون...

چند پارتی جدید داریمممم صدای زنگوله بالای در که چرخید، حتی ل...

حتماً! ادامه داستان رو از جایی که لیسا از کما بیدار شده و آت...

‹ᵂᵉᵈⁿᵉˢᵈᵃʸ› _ ⁶ ᵖᵐ نور غروب خورشید از لای پرده‌ های کرم‌رنگ ...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط