مادربزرگ

مادربزرگ
حواسش به شمعدانی ها بود
گاه حتی
همین که چرخی میزد کنارحوض
نگاهشان می کردکافی بود
برای قدکشیدنشان
بعدها فهمیدم
عشق مراقبت میخواهد
چیزی مثل ِ زمزمه ی اینکه
حواست به من باشد...
♡⇨ @
دیدگاه ها (۱)

تولد مبارک جنگکوکی

برای کسانی که می‌دونن عشق سه حرف داره...از اولین لحظه‌ای که ...

گاهی عشق، از جایی شروع می‌شود که منطق هنوز نرسیده است. یکی ...

Part²⁸که ناگهان گوشه‌ی استخر ات رو دید.دختر زانوهایش را بغل ...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭𝟬𝟬صدای آرومش بین هیاهوی دو...

🥀 قسمت ششم | روزهای سخت فاطمه...سال‌های آخر زندگی، فاطمه مری...

🎭 آخرین نقشپارت سیزدهمآخرین روز فیلم‌برداری رسیده بود.همه‌ی ...

"ای آیه‌ی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امن‌تری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط