دیشب دوباره،کار دستم داد باران

دیشب دوباره،کار دستم داد باران
فهمید دلتنگم، شکستم داد باران

من،واژه واژه باردار شعر بودم
وقتی که دستش رابه دستم، دادباران

من سربه لاکِ خویش بودم،بی هیاهو
هی غربتِ غوغاپرستم، داد باران

با خاطراتم کوچه کوچه گریه کردو
شوری ازآن دریای مستم داد باران

حالا من ویادتو واین بغضِ هر روز
دیدی چگونه کار دستم داد باران
دیدگاه ها (۳)

دیشب دوباره،کار دستم داد بارانفهمید دلتنگم، شکستم داد بارانم...

امشب دوباره،کار دستم داد بارانفهمید دلتنگم، شکستم داد بارانم...

دیشب دوباره،کار دستم داد بارانفهمید دلتنگم، شکستم داد بارانم...

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

نباید امپراطوری ایرانو بیدار کنید!

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۴. خون...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۴. خون...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۲. خدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط