ادامه لایو جونگکوک
ادامه لایو جونگکوک
🐰اوه… شاید باید این لایو رو پاک کنم.
🐰آه، بذار فقط لایو رو حذف کنم… اوه، ولی این که بالاخره تو یوتیوب میاد، نه؟ اصلاً نباید لایو میذاشتم
🐰آه، چرا این کار رو کردم،اعصابم خورد شد
🐰ناراحت بودم
🐰منم ادمم ،وقتی بهم فشار میاد ،دیگه میزنه بیرون
🐰 این دیوونهها (با داداش و دوستش) د میخوان آواز بخونن. در هر صورت، من ممنونم. بفرمایید تو
معذرت میخوام، منم برم دستشویی.
🐰من همیشه میخوام فقط با آرمیها صادق باشم. راستش اگه بهخاطر کمپانی نبود، خیلی حرفای بیشتری میزدم.
🐰 اما... صبر کن، اگه اینو بگم اینطوری نیس که کمپانی بدیه؟ میخنده نه نه، کمپانی بد نیست! اونا واقعاً باحالن!
🐰لایو رو تموم کنم؟
👤نه، دارم میپرسم هنوز ادامه میدی؟
🐰 آره.
👤 هر چی دلت میخواد بگو.
🐰 من همونطوری رفتار میکنم که خودم درست میدونم، پس لطفاً ازم نخواین اینجوری یا اونجوری رفتار کنم یا جور دیگهای عمل کنم
🐰 حتی دو کلمه هم نمیتونم سر هم کنم دیگه میخنده
👤👤 دیوونهکنندهست
🐰 راحت بخون دیگه *به دوستش* من دارم هی با آرمیها حرف میزنم.. حتی "فحش" هم جلوی آرمیها نمیزنم
دوستش: پس نزنی
🐰 نباید بزنم؟ ولی ما خیلی فحش میزنیم.. شماها هم خیلی فحش میزنید *به دوستش*
🐰 من فقط با آرمیها حرف میزنم، پس تو ادامه بده بخون. فاک یو
نتونستم جلوی آرمیها بگم فاک یو الانم نمیدونم میتونم بگم یا نه
👤 نگو مرد
🐰 چرا؟ ما معمولاً فحش میدیم – تو قبلاً فحش دادی دیگه!
🐰منکه به ارمیا فحش نمیدم
🐰 گفتم نکش بابا سیگار نکشش
🐰 انیوی ،آرمی کلی قلب بنفش داره میفرسته، عشقین، بوس بهتون مرسی واقعا
🐰میخوای بری؟
👤باید بخوابیم.
🐰 فردا باید ساعت ۹ بیدار شم… تو هم باید بری.
🐰 من میخوام بخورم با این حال. تو قراره رامیون بخوری، درسته؟
👤 فکر میکنم برنامه فردا برات مهمه
🐰 مهمه ولی نه اینقدر (اون واقعاً میخواد رامیون بخوره)
🐰 باشه برو داخل، من دیگه بهت نیازی ندارم *شوخی به دوستش* من فقط اینجا میمونم و میرم *آهنگ "اسپاگتی" میخونه*
🐰 شماها نمیدونید چیه ولی من فردا یه کاری دارم که بعداً میفهمید چیه
🐰 اوکی اصلا تو برو گمشو من خودم اینجا میمونم برو برو
🐰 این موزیک ویدئو چیه؟ این چیه؟ چی هستش؟ نمیدونم.. بیاید رامیون بخوریم. بریم بالا
🐰 موهام یکم عجیب شده
🐰 چرا این (آسانسور) صدای عجیبی میده؟
👤 اوه… فکر کنم یه چیزی اشتباه زدم
🐰 چی؟ (دکمه کمک اضطراری رو زده)
🐰ای حرومزاده (شوخی با دوستش).. *داره با مسئول/استاف ساختمون حرف میزنه* سلام ببخشید ما اشتباهی زنگ زدیم، هیچ وضعیت اضطراری نیست. ببخشید که مزاحم شدیم، شما زحمت میکشید، ممنون
🐰 ببخشید، بیاید رامن بخوریم… این چیه (بو میکنه و شوکه میشه) خاله یه چیزی خیلی خوشمزه پخته… کالاماری سرخشده… چی کار کنیم… رامن کالاماری بخوریم؟ رامن کالاماری سرخشده؟ جامپون؟
🐰 نمیتونم برنامهم رو چک کنم چون با گوشی لایوم… اوه سه ساعت وقت دارم… نخوریم بهتره؟ سه ساعت… نخوریم؟
دوستشم گفت آره باشه
🐰 ولی نمیتونم کنترل کنم خودمو
دوستش : بعد از بیدار شدن بخور
🐰 ولی اونوقت نمیتونیم با هم بخوریم، تو قبل از ساعت ۱۲ بیدار نمیشی
دوستش : نه، ساعت ۱۰ بیدار میشم
🐰 بای بای خوش گذشت بعداً هر وقت تونستم و خواستم برمیگردم بای باییی
🐰اوه… شاید باید این لایو رو پاک کنم.
🐰آه، بذار فقط لایو رو حذف کنم… اوه، ولی این که بالاخره تو یوتیوب میاد، نه؟ اصلاً نباید لایو میذاشتم
🐰آه، چرا این کار رو کردم،اعصابم خورد شد
🐰ناراحت بودم
🐰منم ادمم ،وقتی بهم فشار میاد ،دیگه میزنه بیرون
🐰 این دیوونهها (با داداش و دوستش) د میخوان آواز بخونن. در هر صورت، من ممنونم. بفرمایید تو
معذرت میخوام، منم برم دستشویی.
🐰من همیشه میخوام فقط با آرمیها صادق باشم. راستش اگه بهخاطر کمپانی نبود، خیلی حرفای بیشتری میزدم.
🐰 اما... صبر کن، اگه اینو بگم اینطوری نیس که کمپانی بدیه؟ میخنده نه نه، کمپانی بد نیست! اونا واقعاً باحالن!
🐰لایو رو تموم کنم؟
👤نه، دارم میپرسم هنوز ادامه میدی؟
🐰 آره.
👤 هر چی دلت میخواد بگو.
🐰 من همونطوری رفتار میکنم که خودم درست میدونم، پس لطفاً ازم نخواین اینجوری یا اونجوری رفتار کنم یا جور دیگهای عمل کنم
🐰 حتی دو کلمه هم نمیتونم سر هم کنم دیگه میخنده
👤👤 دیوونهکنندهست
🐰 راحت بخون دیگه *به دوستش* من دارم هی با آرمیها حرف میزنم.. حتی "فحش" هم جلوی آرمیها نمیزنم
دوستش: پس نزنی
🐰 نباید بزنم؟ ولی ما خیلی فحش میزنیم.. شماها هم خیلی فحش میزنید *به دوستش*
🐰 من فقط با آرمیها حرف میزنم، پس تو ادامه بده بخون. فاک یو
نتونستم جلوی آرمیها بگم فاک یو الانم نمیدونم میتونم بگم یا نه
👤 نگو مرد
🐰 چرا؟ ما معمولاً فحش میدیم – تو قبلاً فحش دادی دیگه!
🐰منکه به ارمیا فحش نمیدم
🐰 گفتم نکش بابا سیگار نکشش
🐰 انیوی ،آرمی کلی قلب بنفش داره میفرسته، عشقین، بوس بهتون مرسی واقعا
🐰میخوای بری؟
👤باید بخوابیم.
🐰 فردا باید ساعت ۹ بیدار شم… تو هم باید بری.
🐰 من میخوام بخورم با این حال. تو قراره رامیون بخوری، درسته؟
👤 فکر میکنم برنامه فردا برات مهمه
🐰 مهمه ولی نه اینقدر (اون واقعاً میخواد رامیون بخوره)
🐰 باشه برو داخل، من دیگه بهت نیازی ندارم *شوخی به دوستش* من فقط اینجا میمونم و میرم *آهنگ "اسپاگتی" میخونه*
🐰 شماها نمیدونید چیه ولی من فردا یه کاری دارم که بعداً میفهمید چیه
🐰 اوکی اصلا تو برو گمشو من خودم اینجا میمونم برو برو
🐰 این موزیک ویدئو چیه؟ این چیه؟ چی هستش؟ نمیدونم.. بیاید رامیون بخوریم. بریم بالا
🐰 موهام یکم عجیب شده
🐰 چرا این (آسانسور) صدای عجیبی میده؟
👤 اوه… فکر کنم یه چیزی اشتباه زدم
🐰 چی؟ (دکمه کمک اضطراری رو زده)
🐰ای حرومزاده (شوخی با دوستش).. *داره با مسئول/استاف ساختمون حرف میزنه* سلام ببخشید ما اشتباهی زنگ زدیم، هیچ وضعیت اضطراری نیست. ببخشید که مزاحم شدیم، شما زحمت میکشید، ممنون
🐰 ببخشید، بیاید رامن بخوریم… این چیه (بو میکنه و شوکه میشه) خاله یه چیزی خیلی خوشمزه پخته… کالاماری سرخشده… چی کار کنیم… رامن کالاماری بخوریم؟ رامن کالاماری سرخشده؟ جامپون؟
🐰 نمیتونم برنامهم رو چک کنم چون با گوشی لایوم… اوه سه ساعت وقت دارم… نخوریم بهتره؟ سه ساعت… نخوریم؟
دوستشم گفت آره باشه
🐰 ولی نمیتونم کنترل کنم خودمو
دوستش : بعد از بیدار شدن بخور
🐰 ولی اونوقت نمیتونیم با هم بخوریم، تو قبل از ساعت ۱۲ بیدار نمیشی
دوستش : نه، ساعت ۱۰ بیدار میشم
🐰 بای بای خوش گذشت بعداً هر وقت تونستم و خواستم برمیگردم بای باییی
- ۲۱۸
- ۰۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط