لته عشق

لته عشق
Pt 5


راوی
نامجون حالش ک"ث"افت گرفته بود وقتی جین رو داشتن میبردن فقط به زمین عمارت نگاه میکرد جین درحالی که سعی میکرد از دست پلیس ها فرار کنه اسم نامجون رو فریاد میزد نامجون که هیچ صدایی رو نمیشنوید
_نامجونننننننننننن
دست های جین رو وقتی بستن نامجون جین رو نگاه کرد با سردی کامل
_نگو این کار تو بوده

وقتی نامجون سر ریز تکون داد جین اون موقع مطمئن شد ولی....

از زبان جین
نمیدونم به همون اندازه که ازش متنفر شدم همچنان عاشقش بودم چرا چرا من هنوز دوستش داشتم بغض داشتم شل کردم تا منو ببرن اومد سمتم تا ببرتم پو ماشین
_بهم دست نزننننننننننننننننننننن
نفس نفس میزدم از شکی که بهم وارد شده بود خیانت کردن عشقم بهم،  دسگیر شدن بهند داشتم سوار ماشین میشدم که ماریلا رو دیدم یه جمله رمزی گفتم

_ اسمون چقدر صاف و ابی امروز ("من دستگیر شدم، نجاتم بده")
یکم بلند گفتم تا بشنوه
@یه چند روز دیگه میای میگی سلول های زندان چقدر تاریکه

با این حرف من رو داخل ماشین هل دادند
سرم رو کج کردم با حالت خماری به بیرو پنجره نگا میکردم نفسی دادم بیرون حسرت اینکه چرا زود اعتماد کردم سر یه عشق

ماشین حرکت کرد شیشه رو دادم پایین باد خنکی بهم میخورد، ولی اون خیلی خوشگل چاله گونه هاش و وقتی قایم میکرد
چشمام رو بستم پاسگاهی میخواستن ببرنم خارج شهر بود،  میتونم بگ تو جنگل پس خوابیدم تا ارامش بگیرم تا فراموش کنم.

از زبان نامجون؛

باحسرت به رفتنش نگاه میکردم،  چرا من این کارو کردم
نشستم زمین چشمام رو بستم پاهام رو تو شکمم جمع کردم دستمام رو مشت کردم توهم دیگه چسبوندم به پیشونیم «ادمین:نمیدونم متوجه شدید»

که یهو ماریلا اومد بلندم کرد یقم رو گرفت و گفت
~چرا این کارو کردی ک"ثاف"تتتتتتتتتتتت.... ادامه دارد

چطور بود خوشگلا ♡
دیدگاه ها (۰)

تلخی عشق شیرین ♡دیدم پدرم وارد خونه شد با حالت غر زدن کاراش ...

از کیم ببینید از مدل تهیونگ ☆♡

ولی شباهتشون تهیونگ واقعا شبیه لوید ♡بح بح#بی_تی_اس#بی_تی_اس...

لته عشق ♡ببخشید که خیلی دیر گذاشتم برقای خونمون یه مدتی بود ...

عشقـ یا نفرت ؟سرخ شدم رفتم پیش جین تهیونگ: جین دیگه همه مهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط