به چشمانت سپردم

به چشمانت سپردم
چشم های مست مستم را

نگاهت گرم بود و داغ
کردی پشت دستم را

سپردی هیچ و پوچت
را به من اما سپردم من

به تو شعر و به تو شور
و به تو هرآنچه هستم را..😔 ☝ ️
دیدگاه ها (۶)

مهربانم.با تَمامِ مِدادرَنگےهاےدُنیابہ هرزَبانےڪہبدانےیاندان...

میوه‌ی ممنوعه خوردن علت تبعید نیستمــن بدون تهمت آدم شدن هــ...

ساغری،دردانه ای،جانم بجانت بسته استمثل مرجانی ودریاراتو زیبا...

امشبم میخواهم بجای شعر کمی سکوت بنویسمتوهم میخواهی بخوانی ام...

ای دو چشم مست تو در این حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط