اگر توان ماندنت نیست
اگر توان ماندنت نیست،
کسی را در آغوش نگیر...
که سکوت میکند
تا صدای نفس هایت را بشنود؛
کسی را در آغوش نگیر
که زود در تو محو میشود...
که زود عادت میکند!
کسی را در آغوش نگیر
که از عشق رنجیده
و پناه میخواهد...
هرگز شبی بارانی
پرنده را پناه نده!
که در تو حبس میشود
که آسمان را فراموش می کند...
(( -زُلفـَش چو شب
چَشمانَش دو دام
و مُژهاش تیر...
بنگر که کمر بسته به قتلم چه سپآااهی !)) 💘
👤عاصیخراسانی
کسی را در آغوش نگیر...
که سکوت میکند
تا صدای نفس هایت را بشنود؛
کسی را در آغوش نگیر
که زود در تو محو میشود...
که زود عادت میکند!
کسی را در آغوش نگیر
که از عشق رنجیده
و پناه میخواهد...
هرگز شبی بارانی
پرنده را پناه نده!
که در تو حبس میشود
که آسمان را فراموش می کند...
(( -زُلفـَش چو شب
چَشمانَش دو دام
و مُژهاش تیر...
بنگر که کمر بسته به قتلم چه سپآااهی !)) 💘
👤عاصیخراسانی
- ۶.۰k
- ۱۳ آبان ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط