رفتنـــت ..

رفتنـــت ..


نبودنت !


نــ ـ ــآمردیــت ,


نـﮧ اذیتـم کردُ نـﮧ حتـﮯ , ثآنیـه اﮮ , برآم سوآل شد !


فقــــــط ..


یـڪ بغض خفـه ام میکنــد ..


چگونـﮧ نگآهــت کرد ؟؟


ڪـﮧ مرآ تنهــآ گذآشتـﮯ ...
دیدگاه ها (۱)

خوشــــــــــبختی داشتن کســـــی استکه بیشـــتر از خـــودشتـ...

در آغـــوش خودم هستـــم!مـــن خودم را در آغوش گرفتـــه ام…!ن...

گاه تنها میشوم تنهاتر از همه٬گوشه ای مینشینم و حسرت ها را مر...

دوسـت دارم یـڪ شبــﮧ، هفتــاد سـال پیـــر شـومدر ڪنــار خیـا...

پارت ۵۵بــــــــوم!صدای انفجار ساختمان را لرزاند.آریانا روی ...

پارت ۵ #پشت غرورتیه اتفاق عجیبروز بعد، اِما وقتی وارد کلاس ش...

پارت ۶۵ صبح روز بعد، هوا گرفته و ابری بود.آریانا از پنجره‌ی ...

P : 31

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐𝟑پارت ۲۳ | بازی کاینور سفید چراغ مستقیم روی صورت...

وقتی میخواستی جدا بشید و...

پارت 49🌷 ویو آتهانا آروم نزدیکم شد و گفت:هانا:ـ آت، میشه یه ...

تکاپو پارت 102: چرا نمیتونم حلش کنم؟... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دیمیتریوس ...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط