خیلی وقته که به خوابم نمی یای

خیلی وقته که به خوابم نمی یای
تویی که تموم دنیای منی
دیگه شعرای منو نمی خونی
تویی که تنها دلیل بودنی
خیلی وقته که صدای نفسات
این سکوت کهنه رو نمی شکنه
بعد تو انگاری تنهایی داره
به دلم رنگ زمستون می زنه
تو که نیستی آسمون واسه گلها
قطره بارونی نمی باره دیگه
تو که نیستی مهربونیت دیگه نیست
تو شبهام هیچ کسی قصه نمی گه...
دیدگاه ها (۲)

کامنت لطفا؟

بگذر ز من ای آشنا، چون از تو من دیگر گذشتمدیگر تو هم بیگانه ...

** چه مسئولیت ** ** سنگینی ** ** ...

گرگ شدم چون او سگی بود که س...

#بوسه_مرگ "پارت ۶۳"شب...بارون آرومی شروع به باریدن کرده بود....

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط