مکان):سرزمین جانوران.(جانِوران نه جانورآن) دم دار منطقه ر
مکان):سرزمین جانوران.(جانِوران نه جانورآن) دم دار منطقه روباه ها
کارا: اکانه
اکانه: جونم خواهری
کارا: نفس عمیق* مراقب خودت باش
اکانه: لبخند* مراقبم نگران نباش چیزی نمیشه منکه ضعیف نیستم
کارا:میدونم فقط فقط...
اکانه:نگران نباش (بغل کردن)
کارا:فقط مراقب خودت باش
اکانه:باشه
(پرش زمانی)
از زبانه اکانه) تو راه ب دنیای انسان ها)
وقتی نزدیک مز بین دنیا جانوران و انسان ها شدم دم هام و گوش هام رو پنهان کردم ی نگاه ب اینه کردم ببنم چجوری شدم
اکانه: هم خوبه
من اکانه هستم ی روباه نه دم چند هزار ساله خواهر من ملکه سرزمین جانورانه اون ۳ تا فرزند داره البته یکی شون خیلی وقت پیش گم شد و من دارم میرم دنیای انسان ها خیلی وقته کسی از ماها ب اونجا سفر نکرده ااااا اخرین باری که رفتم خیلی وقت پیش بود موندم الان چجوریه وایکه خیلی هیجان دارم
«از زبان کوراما»
داشتم ب صحبت های کاگی (ناروتو) خانواده و دوستاش گوش میکردم که یهو ی چاکرا اشنا حس کردم
کوراما: همم ن امکان نداره
ناروتو: چی شده کوراما؟
کوراما: هیچی
هیناتا: ناروتو کون چیزی شده؟
ناروتو: ها ن فقط داشتم با کوراما صحبت میکردم
ساکورا: چیه میگه؟
ناروتو: نمیدونم یهو گفت امکان نداره حالا نمیگه چشه
ساسکه: همم
تصمیم گرفتم بخوابم که یهو دوباره اون چاکرا حس کردم ن اشتباه نمیکنم این چاکرا اونه سریع بلند شدم
کوراما: ناروتو من میخام بیام بیرون
ناروتو سریع بلند شد و گفت
ناروتو: ها چی چیشده؟
هیناتا:ناروتو کون؟
بوروتو:چت شد پیری
سادارا:بابا
ناروتو:باشه
ساکورا:ناروتو چی شده
هیماواری:بابا
ساسکه:ناروتو
سریع به حالت انسانیم درومدم بیرون
ساکورا/هیناتا:ها تو کی هستی /چی
ناروتو:اون کوراماست
اونا بجز ساسکه:چیییییی؟
صبر نکردم تا به حرف هاشون گوش بدم سریع از رستوران اومدم بیرون و تو خیابون دنبال اون شخص گشتم
از زبون ناروتو)
کوراما یهو ب شکل انساینش بیرون اومد و از رستوران زد بیرون
سادارا /بوروتو:اون نه دم بود!!!/اون کوراما بود!
انتا /هیماواری:کیوبییی؟
ساکورا:اره
ساسکه:نمیدونستم میتونه شکل انسانی بگیره
ناروتو:منم نمیدونستم
هیناتا:یهو چش شد
ناروتو:نمیدونم یهو گفت میخاد بیاد بیرون.
ساکورا:یعنی اتفاقی افتاده
ساسکه:باید پیداش کنیم
هیناتا:بچه ها شما همین جا بمونید شما همین جا منتظر بمونید
انتا/سادارا. بوروتو هیماواری :باشه مامان/باشه خاله
من و بقیه سریع رفتیم دنبال کوراما یعنی کوراما چش شده بود
از زبون کوروما)
کجاست کجاست
همینجور داشتم درو خودم میچرخیدم و با چشم و بینیم (حس بویای) دنبال ردی ازش میگشتم تا اینکه صداش رو شنیدم
؟؟؟:وایی این خیلی خشمرزستتتت اوممم
باورم نمیشه اون خودشه
بی اخیتار اسمش رو صدا زدم
کوراما:خاله
؟؟؟:هم؟!!!
کارا: اکانه
اکانه: جونم خواهری
کارا: نفس عمیق* مراقب خودت باش
اکانه: لبخند* مراقبم نگران نباش چیزی نمیشه منکه ضعیف نیستم
کارا:میدونم فقط فقط...
اکانه:نگران نباش (بغل کردن)
کارا:فقط مراقب خودت باش
اکانه:باشه
(پرش زمانی)
از زبانه اکانه) تو راه ب دنیای انسان ها)
وقتی نزدیک مز بین دنیا جانوران و انسان ها شدم دم هام و گوش هام رو پنهان کردم ی نگاه ب اینه کردم ببنم چجوری شدم
اکانه: هم خوبه
من اکانه هستم ی روباه نه دم چند هزار ساله خواهر من ملکه سرزمین جانورانه اون ۳ تا فرزند داره البته یکی شون خیلی وقت پیش گم شد و من دارم میرم دنیای انسان ها خیلی وقته کسی از ماها ب اونجا سفر نکرده ااااا اخرین باری که رفتم خیلی وقت پیش بود موندم الان چجوریه وایکه خیلی هیجان دارم
«از زبان کوراما»
داشتم ب صحبت های کاگی (ناروتو) خانواده و دوستاش گوش میکردم که یهو ی چاکرا اشنا حس کردم
کوراما: همم ن امکان نداره
ناروتو: چی شده کوراما؟
کوراما: هیچی
هیناتا: ناروتو کون چیزی شده؟
ناروتو: ها ن فقط داشتم با کوراما صحبت میکردم
ساکورا: چیه میگه؟
ناروتو: نمیدونم یهو گفت امکان نداره حالا نمیگه چشه
ساسکه: همم
تصمیم گرفتم بخوابم که یهو دوباره اون چاکرا حس کردم ن اشتباه نمیکنم این چاکرا اونه سریع بلند شدم
کوراما: ناروتو من میخام بیام بیرون
ناروتو سریع بلند شد و گفت
ناروتو: ها چی چیشده؟
هیناتا:ناروتو کون؟
بوروتو:چت شد پیری
سادارا:بابا
ناروتو:باشه
ساکورا:ناروتو چی شده
هیماواری:بابا
ساسکه:ناروتو
سریع به حالت انسانیم درومدم بیرون
ساکورا/هیناتا:ها تو کی هستی /چی
ناروتو:اون کوراماست
اونا بجز ساسکه:چیییییی؟
صبر نکردم تا به حرف هاشون گوش بدم سریع از رستوران اومدم بیرون و تو خیابون دنبال اون شخص گشتم
از زبون ناروتو)
کوراما یهو ب شکل انساینش بیرون اومد و از رستوران زد بیرون
سادارا /بوروتو:اون نه دم بود!!!/اون کوراما بود!
انتا /هیماواری:کیوبییی؟
ساکورا:اره
ساسکه:نمیدونستم میتونه شکل انسانی بگیره
ناروتو:منم نمیدونستم
هیناتا:یهو چش شد
ناروتو:نمیدونم یهو گفت میخاد بیاد بیرون.
ساکورا:یعنی اتفاقی افتاده
ساسکه:باید پیداش کنیم
هیناتا:بچه ها شما همین جا بمونید شما همین جا منتظر بمونید
انتا/سادارا. بوروتو هیماواری :باشه مامان/باشه خاله
من و بقیه سریع رفتیم دنبال کوراما یعنی کوراما چش شده بود
از زبون کوروما)
کجاست کجاست
همینجور داشتم درو خودم میچرخیدم و با چشم و بینیم (حس بویای) دنبال ردی ازش میگشتم تا اینکه صداش رو شنیدم
؟؟؟:وایی این خیلی خشمرزستتتت اوممم
باورم نمیشه اون خودشه
بی اخیتار اسمش رو صدا زدم
کوراما:خاله
؟؟؟:هم؟!!!
- ۳.۴k
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط