من چه کردم خلاف چشمانت

من چه کردم خلاف چشمانت
که نگاهم به راهها مانده

من که یک عمر زندگی کردم
طبق دستورِ این دو فرمانده
دیدگاه ها (۱۴)

همچو آن ماهی که در آب است دام او هنوزاز تو مهجورم ، ولی آگه ...

آن نوشتی را که نام است "سرنوشت"هر کسی باید به "دست خود" نوشت...

ما که بیدار باش دلیمکار خود کن ای عشقپایان شب سیه باش ... #ن...

دوست دارم خنده ات را ، چادرت را بیشترهست زیبا سادگی از هرچه ...

چرا با توجه به دستور تخلیه پادگان ها این پادگان خالی نبود ؟ب...

برای دقایقی چشمانت را ببند و تصور کن که پیر شده ای و تنها یک...

این جمله رو زندگی کردم :))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط