پسرکی دو سیب در دست داشت

پسرکی دو سیب در دست داشت
مادرش گفت:

یکی از سیب هاتو به من میدی؟
پسرک یک گاز بر این سیب زد
و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید!
سیمایش داد می زد که چقدر از پسرکش ناامید شده
اما پسرک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت:
بیا مامان!
این یکی ، شیرین تره!
مادر ، خشکش زد
چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود.
هر قدر هم که با تجربه باشید
قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید
و بگذارید طرف ، فرصتی برای توضیح داشته باشد .
دیدگاه ها (۵)

اگر قضاوت نکردیدروغ نگفتیخود را برتر ندیدیزور نگفتیحسادت نکر...

از کسی پرسیدند:ماه قشنگتر است یا مادرت.؟گفت: ماه را که میبین...

تا زمانی که از عمق دوست داشتنطرف مقابلت مطمئن نشدیعمیقانه دو...

تنها کسی که میتونه قلبمو بشکنه تویی، بقیه که فقط عصبیم میکنن

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟗تهیونگ که سکوت زیادی پسر رو دید، اروم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط