باز میخواهم شب شیدائی و مهتاب را

باز میخواهم شب شیدائی و مهتاب را
با پیاله تا سحر،گل بوسه‌‌های ناب را

گوشهٔ‌یِ تنهائی و فکر و خیالِ رویِ تو
محوِ گیسویت کنم مژگانِ فکرِ خواب را

گاه در پروین ببینم ناز چشمانِ تو را
یا بیاندازم به مه این دیدهٔ بی تاب را

آنقدر در حسرت دوریِ تو نجوا کنم
تا بگیرد سیل اشکم جایِ نهرِ آب را

کاش یک شب عشق را مهمانِ پنهان میشدی
تا بفهمی معنیِ اشکِ شب و سیلاب را
دیدگاه ها (۴)

دوست گر یکرنگ باشد من فدایش میشوم....گر دو رنگی کرد سنگ زیر ...

نگاهم که کردی دلم پر گرفتدلم غربت زنگ آخر گرفتنگاهم که کردی ...

نام من عشق است و غوغا کرده ام پیش از این صد فتنه بر پا کرده ...

کاش قلبم درد پنهانی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط