پارت ۴
پارت ۴
اسم سوکوکو:کدمن
«دکتر رو نگه دار. من میرم داخل.»
سپس وارد اتاق شد.
در گوشهی دیوار، هالهای سیاه و آبی دیده میشد؛ محفظهای پنهان که با نزدیک شدن، بیشتر خودش را نشان میداد.
پل با صدایی آهسته گفت:
«خودشه…»
او به داخل محفظه نگاه کرد:
«یک انسان با مهندسیِ اصلاحشده… یا چیزی شبیه به اون. نه، این فقط یه انسان نیست. اراهاباکی…»
رو به رمبو فریاد زد:
«رمبو، از شر دکتر خلاص شو. پیداش کردم!»
دکتر با وحشت گفت:
«نه! بهش دست نزن! اون هنوز کامل نشده، ممکنه بدون محافظش بمیر—»
صدای دکتر با شکستن گردنش توسط رمبو قطع شد.
پل دستش را روی محفظه گذاشت و آن را شکست.
درونش پسربچهای با موهای نارنجی بود که بیجان و ضعیف به نظر میرسید.
پل سریع او را نگه داشت و رو به رمبو گفت:
«یه چیزی بیار، تنش کنیم.»
رمبو با بیمیلی روپوش سفید آزمایشگاهیِ دکتر را از تنش درآورد.
تنها پارچهای بود که هنوز به خون آلوده نشده بود.
پل روپوش را دور بدن پسربچه پیچید و او را برداشت.
سپس همراه رمبو از آنجا خارج شد.
اسم سوکوکو:کدمن
«دکتر رو نگه دار. من میرم داخل.»
سپس وارد اتاق شد.
در گوشهی دیوار، هالهای سیاه و آبی دیده میشد؛ محفظهای پنهان که با نزدیک شدن، بیشتر خودش را نشان میداد.
پل با صدایی آهسته گفت:
«خودشه…»
او به داخل محفظه نگاه کرد:
«یک انسان با مهندسیِ اصلاحشده… یا چیزی شبیه به اون. نه، این فقط یه انسان نیست. اراهاباکی…»
رو به رمبو فریاد زد:
«رمبو، از شر دکتر خلاص شو. پیداش کردم!»
دکتر با وحشت گفت:
«نه! بهش دست نزن! اون هنوز کامل نشده، ممکنه بدون محافظش بمیر—»
صدای دکتر با شکستن گردنش توسط رمبو قطع شد.
پل دستش را روی محفظه گذاشت و آن را شکست.
درونش پسربچهای با موهای نارنجی بود که بیجان و ضعیف به نظر میرسید.
پل سریع او را نگه داشت و رو به رمبو گفت:
«یه چیزی بیار، تنش کنیم.»
رمبو با بیمیلی روپوش سفید آزمایشگاهیِ دکتر را از تنش درآورد.
تنها پارچهای بود که هنوز به خون آلوده نشده بود.
پل روپوش را دور بدن پسربچه پیچید و او را برداشت.
سپس همراه رمبو از آنجا خارج شد.
- ۱۷۱
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط