.

.
این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود

من عاشق او بودم و او عاشق او بود

باشد که به عشقش برسد هیچ نگفتم

یک عمر در این سینه غمش راز مگو بود

من روی خوش زندگی ام را که ندیدم

هر روز دعا کرده ام ای کاش دو رو بود

عمر کم و بی همدم و غرق غم و بی تو

چاقوی نداری همه دم زیر گلو بود

من زیر سرم سنگ لحد بود و دلم خوش

که زیر سرش نرم شبیه پر قو بود

سید تقی سیدی
دیدگاه ها (۲)

تماشای پستای قبلی و از دست ندید....یاد دارم در غروبی سرد سرد...

تماشای پستای قبلی و از دست ندید....دلبری نادیده بر قلبم شده ...

ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺯﯾﺮ ﭘﺎ ﻟﻪ ﺷﺪ، ﺩﻟﺖ ﺳﻨﮓ ﺍﺳﺖ ، میفهمی؟ﻓﻘﻂ ﮔــﺎﻫﯽ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﻦ...

. باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط