زیباست غزل پشت غزل از تو نوشتن

زیباست غزل پشت غزل از تو نوشتن
جان و دل خود را به غم عشق سرشتن

من تاب و تبم بسته به گیسوی پریشان
در شوق ملاقات تو از خانه گریزان

ابروی هلال تو به مه پاره همانند
محو تو و زیبایی تو، کل جهانند

چشمان سیاهت که زده طعنه به آهو
جادوی بزرگیست که کرده ست هیاهو

من بلبل مستم که به اندوه بخوانم
گر با تو نباشم به چه رو زنده بمانم

دین و دل و ایمان و همه راز و نیازم
تو قبله ی من هستی و دائم به نمازم

سجاده ی عشقم به همان سوی که هستی
من مست تو و مست تبِ باده پرستی

جام می و انگور و لب لعل و نگاهت
من تشنه ی این لذت دلچسب گناهت

مدهوشم و بی خوابم و بی تاب و فدایی!
نزدیک بیا گر که تو هم عاشق مایی

مجنونم و بیمارم و دلدارم و شیدا
تو یوسفی و من به تعابیر زلیخا

این حس که مرا در همه جا شُهره نموده ست
دستم به قلم برده و از عشق سروده ست

پایان خوش مثنوی ام، عطر گل"یاس"!
تو مال منی، معنیِ زیباییِ احساس

سمانه_ب_جلالی
دیدگاه ها (۵)

.هوس تنهایی کرده ام جای خلوتی می خواهمو صدای او که دائماً بگ...

☔ 🍁 جرات کن و همانی باش که با آمدن پاییز، دست در دستِ باران ...

.تو می توانیاز عکس پس بگیریلبخندم را می توانی " الفبا " را ب...

می‌خواستم زندگی کنم، راهم را بستند، ستایش کردم، گفتند خرافات...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط