تابوتی از خاطراتم را به دوش دل گذاشتم .....
تابوتی از خاطراتم را به دوش دل گذاشتم .....
تا برایم دفن کند این خاطرات عذاب
آورم را ....
دل از سنگینی خاطراتم کمر خم
کرده بود ....
دستی نیز نبود برای همراهیش ....
دستانی دیدم ....
به ظاهر مهربان اما افسوس خود آن دست ها نیز زخمی دیگری شدن بر پیکر این دل ....
ای دل بکش ....
این درد را که خود کرده را تدبیری نیست ....
دیگر دم مزن از زنده بودن ....
که شایسته باشد مرگت ....
خود را نیز با تابوت خاطرات دفن کن ....
تا آرامشی ابدی نصیب این وجود خسته ام شود ....
N
تا برایم دفن کند این خاطرات عذاب
آورم را ....
دل از سنگینی خاطراتم کمر خم
کرده بود ....
دستی نیز نبود برای همراهیش ....
دستانی دیدم ....
به ظاهر مهربان اما افسوس خود آن دست ها نیز زخمی دیگری شدن بر پیکر این دل ....
ای دل بکش ....
این درد را که خود کرده را تدبیری نیست ....
دیگر دم مزن از زنده بودن ....
که شایسته باشد مرگت ....
خود را نیز با تابوت خاطرات دفن کن ....
تا آرامشی ابدی نصیب این وجود خسته ام شود ....
N
- ۱.۲k
- ۱۹ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط