خــــــــــدایا...

خــــــــــدایا...
غرورم را شڪستم...
نجابتم ڪہ نشڪست...
شڪست؟
اشڪهایم ریخت...
حیایم ڪہ نریخت...
ریخت؟
گفتم دوســـــ♥تت دارم...
دوستی ڪہ
نخواستم...
خواستم؟
خواستم....
در دلم میخواندمش
میخواستمش...
تا ابد...
هرزگی ڪہ نڪردم...ڪردم؟

چیزے درونم منجمد شد...
او ڪہ ندید...
دید؟
هق هق ها را ڪہ
نشنید...
شنید؟
خواستم بداند و
به حرمت غرور شڪسته
سڪوت ڪند...
فقط خــــــــــواند....
..فقط دیـــــد...
فقط رفـــــــت…
دیدگاه ها (۱)

دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از م...

وقتی کسی نیست که به او فکر کنی به آسمان بیندیش چون در آنجا ه...

هر روز عاشقانه تر می نویسم...تا تمام آدم های این سرزمین "تب"...

کــآش فقـــط بودی ... وقتی بغـــض میکردم ...بغلــــم میکردی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط