نوار قلبم رو نگاه کرد و گفت شما وضع قلبت به سن و سالت ...

نوار قلبم رو نگاه کرد و گفت شما وضع قلبت به سن و سالت نمیخوره. گفتم می‌دونم دکتر، بهش میگن پیرقلبی. گفت چی هست؟ گفتم پیرقلبی دیگه، نشنیدی؟ مثل پیرچشمی. با اون یکی چشمات کمتر می‌بینه، با این یکی قلبت کمتر می‌لرزه. گفت آخه قلب تو دیگه خیلی کمتر می‌لرزه انگار. گفتم بین خودمون بمونه، پیرقلبی حاد دارم. گفت علائمش چیه؟ گفتم نه زیاد خوشحال میشی، نه زیاد ناراحت.

خندید. گفت دارو نمیخوای؟ گفتم از من گذشته، نگه دار برای مریض بعدی. گفت مدارا کن. گفتم دو جور کم آوردن هست دکتر. یکیش رو فقط خودت می‌فهمی، یکیش رو بقیه هم می‌فهمن. گفت تو کدومی؟ گفتم من اونی بودم که خودش نمی‌فهمید و تو دنیاش هم کسی نبود بفهمه.
بعد الکی خندیدم. الکی خندید.




پ.ن:گمان می‌کنم اصلا نمی‌شود برای کسی کیفیت تنهایی را توضیح داد. نمی‌توانی به آدم‌ها بفهمانی تنهابودن گاهی انتخاب هوشمندانه آدم‌ها، شیوه محافظت از خود، و پرهیز از آسیب (دیدن یا رساندن) است. ترجیح انقراضی آرام، به زوالی هیجان‌انگیز. یک انتخاب انسانی ساده.
دیدگاه ها (۶۱)

سر ظهر بود که مرد را در میدان شهر آتش زدند، گفتند کافر است. ...

آموخته‌ام ما به تماشای زیبائی عادت نداریم، از بس که شهرهای س...

ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻔﺘﺎﺩ ٬ ﻫﺸﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ !!!ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮ...

آقای شاملو می‌فرمان من قبل از آیدا اصلا زن ندیده‌بودم...عش...

عشق اجباری.......پارت ۱۶

𝐦𝐢𝐧𝐞#𝐦𝐢𝐧𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁶از طریق پله ها که خیلی هم زیاد نبودن وارد طبق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط