پر از لحظه های پریشانی ام

پر از لحظه های پریشانی ام
و هم بغض این ابر بارانی ام
چنان آسمانم فرو ریخته است
که انگار در قلب ویرانی ام
دو دستم پر از چشمه های وضو
وبی تاب یک سجده پیشانی ام
کجایند شبها ی بی تابی ام
خدایم ؛ دعایم؛ پشیمانی ام
دلم تنگ اندوه آن لحظه هاست
دلم تنگ شبهای طوفانی ام
شبیه صدای پر سهره هاست
صدایی که کرده است زندانی ام
دلم سوی تو؛ ریشه ام در زمین
دعایم : خدایا ؛بخشکانی ام
در این کوره راه پر از سنگلاخ
در این شب به عشق تو نورانی ام
پر از بغض نا گفته ی واژه هام
خدایا ؛ خدایا؛ تو می دانی ام


مریم حسین زاده
دیدگاه ها (۲)

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 125・⁠]⁠ᕗبا خنده و به زور خود...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵³و با ناباوری به شخ...

#درخواستی پارت ۴که یه سنگ محکم خورد توی سر ات...اما.. هیچکس ...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت 1 ]از صبح تهیونگ ع...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²²ویو: اتچمدونم روی تخت باز بود.لب...

معامله p21جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت نشست.بعد نفس عمیقی کشید....

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط