عشقممنوعه

#عشق_ممنوعه
#پارت_۴۳

به سمتم اومد و خودشو انداخت روم و دوتا دستامو با یک دستش گرفت و بالای سرم بند تخت کرد

ههههه بلندی گفتم و مات و مبهوت نگاش کردم

_هلم من بهت چی گفتممم
اگه من سرفه نمی کردم میخواستی متین رو درسته قورت بدی
تازه فکر نکن ندیدم که جک عمدا دستشو به دستت مالید
بعدا با جک کار دارم ولی الان وقتشه تورو تنبیه کنم

_شایان من فقط یه لحظه نفهمیدم خشکم زد اصلا ربطی به متین نداره
درباره جک هم من نباید تاوان کار جک رو پس بدم که

اما کو گوش شنوا حرفای من از یه گوش شایان رفت تو و از گوش دیگش اومد بیرون و شروع کرد لباسامو دراوردم و منم هرکاری میکردم این دستمو آزاد کنم نمیشد
زور من کجا و زور اون کجا
تا خواستم التماسش کنم آروم باشه اون کار خودشو کرد و دستشم گزاشت رو دهنم و من جیغ بلندی تو دستش کشیدم و جیغم خفه شد ....
دیدگاه ها (۱)

#عشق_ممنوعه #پارت_۴۴ اصلا نمیدونم از خستگی کی خوابم برد که و...

#عشق_ممنوعه#پارت_۴۵بعد از کلی اصرار بالاخره مامانم رو راضی ک...

#عشق_ممنوعه#پارت_۴۲بعد از برش دادن کیک و پخش کردنش بین بقیه ...

#عشق_ممنوعه #پارت_۴۱که جک هم پشت سرش راه افتاد و شایان ارنجم...

part:20name: عشق و جداییویو بورا و برگشتم...اون یه پسر بود ف...

مافیایه عشق P:5جک دستش رو پشت کمرم گذاشت و از کنارم رد شد که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط