part

part۵

صبح با نور خورشید بیدار شدم به دور ورم نگاه کردم دیدم تو اتاق خودم نیستم به تخت نگاه کردم دیدم یکی پیشمه یهو یادم افتاد خونه ویلیام هستم .
+نمیخوای پاشی
*خوابم میاد
+من گرسنمه
*خب پاشو یه چیزی درست کن بخور من میخوابم
+اینجا خونه تو هست من مهمونم پاشو برام یچی درست کن کوفت کنم
*باشه
ویلیام پاشد رفت تا صبحونه آماده کنه منم نشستم روی تخت گوشیمو از رو میز برداشتم روشنش کردم رفتم تو پیامک به تهیونگ پیام دادم.
+سلام صبح بخیر بیداری؟
_سلام خوشگلم پرنسسم آره بیدارم
+حالت خوبه
_آره. تو خوبی
+خدارو شکر. آره خوبم
_خوبه پرنسسم . بیب امروز بریم بیرون اگه کار نداشته باشی
+نه ندارم فقط کجا میریم
_هرجای که بانو بگه
+بریم دریا
_چشم ولی ساعت چند بانو
+اوممممم ۴خوبه
_اوک
+باشه خدافظ ته ته
_خدافظ بانو
تماس قط کردم رفتم پایین تا ببینم ویلیام چی درست کرده به آشپز خونه رسیدم رفت پیش ویلیام دیدم داره پنکیک درست میکنه بهش گفتم.
+کی آماده میشه
*برو بشین بیارم
+چشم
رفتم نشستم روی میز گفتم .
+اون پسره بود اسمش تهیونگ هست امروز هم قرار گرفتیم بریم دریا
*اوووووو
+هوم
*میگم اون دوستش بود اگه ازدواج نکرده باشه شمارشو برام بگیر
+میخوای چیکار
*میخوام دوست دخترش باشم
+چشم
ویلیام پنکیک هارو آورد خوردیم منم آماده شدم ازش خدافظی کردم راه افتادم خونه
ساعت های ۱بود رسیدم خونه رفتم حموم بعدش اومدم بیرون لباسمو پوشیدم نشستم روی صندلی شروع کردم به خشک کردن موهام بعد تموم کردن موهام قرار گرفتم روتین پوستی انجام بدم انجام دادم تموم شد رفتم تو حال نشستم و به گوشی نگاه کردم ساعت های ۳بود رفتم تو اتاقم تا آماده بشم اول یه لباس خوب پیدا کردم هم باز نباشه هم بسته لباس هامو آماده کردم شروع کردم به آرایش کردن بعد تموم کردن آرایش لباسمو پوشیدم موهامو هم باز گذاشتم کیف و گوشیمو برداشتم رفتم پایین روی کاناپه نشستم به گوشیم پیام اومد .
_بیا بیرون پرنسسم
+اومدم
رفتم بیرون دیدم یه ماشین مدل بالا جلوی در هست شیشه رو داد پایین.
_پرنسسم سوار شو
+چشم
سوار ماشین شدم بهم سلام دادیم راه افتادیم به سمت دریا .
_خوشگل کردی
+از اول خوشگل بودم مستر کیم
_لباست یکم باز نیست
+نه
_اوک پرنسس

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱)

part ۶بعد چند ساعت رسیدیم _پرنسس رسیدیم +وای خدا چقد خوشگل_پ...

part ۷صبح پاشدم دیدم روی تخت خودم هستم یعنی منو کی آورده دیگ...

part۴+میخوای شماره منو چیکار _دوست دخترم شو +باشه بیا شمارم....

part۳صبح با نور خورشید بیدار شدم یکم چشمامو مالیدم بلند شدم ...

part ۹تهیونگ رفت منم رفتم سرکارم ساعت های ۷بود کارم تموم شد ...

part2رفتم پیش ویلیام ویلیام پرسید *چی میگفت +شمارمو میخواست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط