نشستیم با درد رنج اندو و پر از خون وای

نشستیم با درد رنج اندو و پر از خون وای
همان یار کی نام مارا اشاره داره هی
تو که میری به پیش دوست و دشمن
به چشم اشک می شود
خودم دیوانه قلندر آیی🦅
دیدگاه ها (۰)

همین سیاه دل چطور شیرین زبان استهمین طور چشمانم سوی قرآن روا...

بگذار پرواز کند رود آن سیاه کبوتر بمثل خودت مادر جوجه است ای...

نصیحت می کند مادر به به دختر🤷حرف مردم بر سر ما مزن ای تو ناز...

همین خانه ای تو چه رنگ کاشی داردهمین ظالم پیراهن ما رو داره ...

تن خیس بارون وباور نکن تو با اشک دل خون و پر پر نکن میون دل ...

دامن دل از تو در خون می‌کشمننگری ای دوست تا چون می‌کشماز رگ ...

دلم که برایت تنگ می شود ...می گیرد ...فریاد می کشد ...می تپد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط