خلاصه ی داستان: یه دخترشیطون ودیوونه به اسم رهاشایان…یه پ

خلاصه ی داستان: یه دخترشیطون ودیوونه به اسم رهاشایان…یه پسرشیطون به اسم رادوین رستگار…هم کلاسی هایی که سایه هم دیگه روباتیرمیزنن…رهابه شدت ازرادوین متنفره واین تنفرباعث میشه که واسه اذیت کردنش نقشه های مختلفی بکشه…البته این وسط رادوینم ساکت نمی شینه و هرکاری می کنه تاحرص رهارودربیاره…این نقشه کشیدناواذیت کردناوحرص دادناباعث میشه که اتفاقای خنده داری بیفته.
همه چیز خوبه وزندگی به خوبی می گذره اما به دلیل یه سری ازمشکلات،رها مجبورمیشه ازخانواده اش

جدابشه وتویه خونه دیگه زندگی کنه…اماباورودش به خونه جدید…


عشقولانه…کل کلی..طنز…پایان خوش…قشنگه
نویسنده:آنیلا

قشنگه بخونید😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍
دیدگاه ها (۳)

در همسایگی گودزیلا 1 خب دوستای گلم،اینم ازمقدمه رمان : یکی ت...

در همسایگی گودزیلا 2   خندیدم و گفتم:بعله دیگه.تواز خودت تعر...

دختر باس پرسپولیسی باشه❤ ❤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط