می‌توان مانند کوهی درد بود

می‌توان مانند کوهی درد بود
شام با یک قافله شب‌گرد بود

می‌‌توان چون شیر دشت کربلا
نام زینب داشت، اما مرد بود

#کاظم_علیپور
دیدگاه ها (۱)

شبیه تعزیه خوانی به نقشِ شِمرَم کهخودش به گریه خودش را مدام ...

ای امام عابدان شب زنده دار، غم فراق علقمه و عاشورا،چگونه بر ...

‍ محرم تمام شد.به خانه هایتان بروید.مهیا شوید برای همه انچه ...

...

من نمیگویم کسی« بی درد » نیستهر کسی دردی ندارد، « مرد » نیست...

شنیدن عبارت دوستت دارم : برای یک مرد...او را برای مصاف با سخ...

🌱🍒سخت می لرزد تنم, از بید لرزان بیشترسرد سردم, از نفسهای زمس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط