*راز دل*
*راز دل*
کیهان :
انقدر فکرم مشغول بود متوجه ماه وش نشدم نگاش کردم داشت میز رو جم می کرد می زاشت تو سینی بعدم تخت رو مرتب کرد ولباسهایی که رو زمین بود رو برداشت ورفت حمام کتابو کنار گذاشتم ورفتم تو بالکن هواخیلی سرد بود
- آقا کیهان
برگشتم نگاش کردم
- موهاتون خیسه سرما می خورید
اومدم داخل وپنجره رو بستم
- مامانت چطوره
ماه وش : خیلی خوبه ممنون از محبت هاتون آقا کیهان
- مادرتون خیلی مهربونه
ماه وش سرشو بلند کرد وگفت: همه مادرها مهربونن
- اره
ماه وش : برای شام صداتون می زنم
- خودم میام
ماه وش: اگه چیزی نیاز داشتید صدام کنید
رفت ومنم رفتم از کمدم که یه گاو صندوق داخلش بود پاکتی برداشتم ونشستم رو تخت وپاکتو باز کردم عکس های نازنین رو در اوردم ویکی یکی نگاه کردم کسی که ماه وش خیلی بهش شبیه بود ولی اون الان دیگه اینجا نبود
عکس ها رو کنار گذاشتم وبه سقف اتاق خیره شدم هر بار که خاطراتش برام زنده می شد قلبم به درد میومد قلبی که نازنین شکستش
صبح جمعه بود رفتم تو حیاط آفتابش قشنگ بود ولی سرد بود یکم . نشسته بودم داشتم کتاب می خوندم
- به به آقای خوش قول
سرمو بلند کردم کیا بود اومد رو به روم نشست وگفت: مگه قرار نبود بریم مزرعه
- باشه یه روز دیگه اصلا حوصله ندارم
کیا : تو چته کیهان یه مدت یه جوری شدی
- بی خیال
کیا: بریم دریا سرحال بشی
- نه
با صدای فنجون برگشتم ماه وش چای گذاشت برای هر دوتامون ورفت
کیا نگاهش می کرد تا رفت
کیا: با اینکه از یه خانواده فقیره ولی مثله یه ملکه رفتار می کنه
- چه دقتی هم می کنی
کیا : کاش این جای مستانه بود
- چی میگی کیا خجالت بکش
کیا دقیق نگام کرد وگفت : من این تو خونم بود تا حالا مخشو می زدم
- بیشعوری وچشم هیز خجالت بکش خواهرش زنته
کیا : این لوند تره خوش اندامه
عصبی کیا رو نگاه کردم وگفتم : بسه دیگه می دونی از این رفتارا خوشم نمیاد
کیا : خیلی خوب بابا عددی هم نیست داشتم شوخی می کردم می خواستم رفتار تو رو ببینم
- چی میگی تو انگار سرت خورده به دیوار
کیا خندید وگفت: من بچه نیستم آقا خوشتیپه خیلی داری براشون وقت می زاری
نگاهی به کیا کردم وسکوت کردم گاهی وقت ها کیا اینجوری می شد وبرای من غیر قابل تحمل
- من می خوام برم پیش فانی تو هم بهتره بری به مهمونی هات برسی
کیهان :
انقدر فکرم مشغول بود متوجه ماه وش نشدم نگاش کردم داشت میز رو جم می کرد می زاشت تو سینی بعدم تخت رو مرتب کرد ولباسهایی که رو زمین بود رو برداشت ورفت حمام کتابو کنار گذاشتم ورفتم تو بالکن هواخیلی سرد بود
- آقا کیهان
برگشتم نگاش کردم
- موهاتون خیسه سرما می خورید
اومدم داخل وپنجره رو بستم
- مامانت چطوره
ماه وش : خیلی خوبه ممنون از محبت هاتون آقا کیهان
- مادرتون خیلی مهربونه
ماه وش سرشو بلند کرد وگفت: همه مادرها مهربونن
- اره
ماه وش : برای شام صداتون می زنم
- خودم میام
ماه وش: اگه چیزی نیاز داشتید صدام کنید
رفت ومنم رفتم از کمدم که یه گاو صندوق داخلش بود پاکتی برداشتم ونشستم رو تخت وپاکتو باز کردم عکس های نازنین رو در اوردم ویکی یکی نگاه کردم کسی که ماه وش خیلی بهش شبیه بود ولی اون الان دیگه اینجا نبود
عکس ها رو کنار گذاشتم وبه سقف اتاق خیره شدم هر بار که خاطراتش برام زنده می شد قلبم به درد میومد قلبی که نازنین شکستش
صبح جمعه بود رفتم تو حیاط آفتابش قشنگ بود ولی سرد بود یکم . نشسته بودم داشتم کتاب می خوندم
- به به آقای خوش قول
سرمو بلند کردم کیا بود اومد رو به روم نشست وگفت: مگه قرار نبود بریم مزرعه
- باشه یه روز دیگه اصلا حوصله ندارم
کیا : تو چته کیهان یه مدت یه جوری شدی
- بی خیال
کیا: بریم دریا سرحال بشی
- نه
با صدای فنجون برگشتم ماه وش چای گذاشت برای هر دوتامون ورفت
کیا نگاهش می کرد تا رفت
کیا: با اینکه از یه خانواده فقیره ولی مثله یه ملکه رفتار می کنه
- چه دقتی هم می کنی
کیا : کاش این جای مستانه بود
- چی میگی کیا خجالت بکش
کیا دقیق نگام کرد وگفت : من این تو خونم بود تا حالا مخشو می زدم
- بیشعوری وچشم هیز خجالت بکش خواهرش زنته
کیا : این لوند تره خوش اندامه
عصبی کیا رو نگاه کردم وگفتم : بسه دیگه می دونی از این رفتارا خوشم نمیاد
کیا : خیلی خوب بابا عددی هم نیست داشتم شوخی می کردم می خواستم رفتار تو رو ببینم
- چی میگی تو انگار سرت خورده به دیوار
کیا خندید وگفت: من بچه نیستم آقا خوشتیپه خیلی داری براشون وقت می زاری
نگاهی به کیا کردم وسکوت کردم گاهی وقت ها کیا اینجوری می شد وبرای من غیر قابل تحمل
- من می خوام برم پیش فانی تو هم بهتره بری به مهمونی هات برسی
- ۱۳.۳k
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط