ستاره و ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت ۱۳

*هموز نیم روز از ۳ روز اردو گذشته بود
هندرسون اومد تو چادر:بچه ها به من خبر دادن که قراره باران شدید بیاد و همه هم تحقیق هاشون رو نوشتن پس قراره این اردو رو به اردوی تفریحاتی تبدیل کنیم
گروه اول:هوراااا
هندرسون براتون یک خانه باغ چند طبقه لوکس رزرو کردیم و توی هر طبقه همون گروه بندی های چادر هستند
ولی سال یازدهمم به اردو میان و یک نفر به هر گروه اضافه میشه
گروه اول کسی که اضافه میشه دنیل دزموند هست
*گروه اول منظورم همونه که آیسا و دامیان و آنیا و بکی دمیتریوس و اوین توشن*
دامیان: منظورش داداشه؟
دمیتریوس: اره دیگه میخواستی کی باشه؟

*رسیدن به خونه باغ گروه اول توی طبق دوم بود و قسمت پذیرایی یه شیشه بزرگ داشت که می‌شد حیاط رو دید (تو حیاط استخر بود)
طبقه ۳ اتاق دادشت که دوتاش تخت دو نفره داشت و یکیش دوتا تخت تک نفره*

بکی خب بچه ها رسیدیم
هنوز ساعت ۶ شب نشده*
که دنیل وارد شد
دنیل: سلام
همگی سلام
دنیل[واو✨️🙂‍↔️اون دختر خوشگله هست که دکتر بود و تو جشنم دیدمش؟]
*راستی اسلاید دو لباسی که آیسا تو درمانگاه میپوشه مربوط به پارت ۵*
🫶🏻ببخشید کم بود💚
شرط پارت بعد🥲
۵ لایک ۴ کامنت ۱ فالوور بیشتر یعنی بشه ۱۱
ببخشید اگه کمی حمایت بیشتر بشه قول میدم کمتر یا اصلا شرط نذارم💗🧡
دیدگاه ها (۴)

ممنون از حمایت هایی که تا الان کردین قشنگا خیلی خوبین💗💙

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۱۴دنیل[اسمش چی بود؟یادم نیست کمی دیگه می...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۱۲و بعد اون چهار تا برگشتن به چادرو تو پ...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۱۱داشتن شروع میکردن که دامیان و دمیتریوس...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۹هندرسون: خوب بچه ها رسیدیم دوستاتون رو ا...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۸فلش به روز اردوآیسا کمی خوراکی آماده کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط