صدایم کن ...

صدایم کن ...
تا غرق نت به نت موسیقی کلامت شوم
صدایم کن ...
تا با جاااان دل به میزبانی‌ات بیایم و تصدقت بروم
صدایم کن تا زندگی صدایم کند
آخر میدانی
انگار صدایت نفس دارد
زندگی می‌بخشد
نفس میدهد....
نفس میدهد....
دیدگاه ها (۰)

کاش می شدبعضی ها را گونه ای دوست داشتکه هیچ راه گریزی نداشتک...

زمانیکه لبخند تورا باهمان احساس خاص در خیالم تصور می کنم قلب...

« عقل، عقلِ من است و فکر توییقلب، قلب ِِمن است و نبض تویی »ه...

می اندیشم تقدیر و سرنوشت چه با زندگی میکند،و من چگونه در این...

مردی در ساحل...[پارت یازدهم]چند روز بعد...مثل همیشه...ات و ی...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط